تبليغاتX
طعم گس ِ بودن............

چشمانم را می‌بندم و سعی میکنم تو را تجسم کنم.

شاد و خوشبخت.

بدون من.

در جایی دور از اینجا.

چند سال دیگر.

...

نفس بکش.

دیدی! بوی خاک باران خورده است!

یادت هست؟

خیابان‌هایی را که باهم طی کردیم,زیر باران.


+تاريخ سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 10:42 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |

وقتی بین دوتا آدم یه مدتی به سکوت میگذره...

یعنی چقدر حرف هست واسه نگفتن...

یعنی چقدر حرف هست که سانسور شده مبادا اون طرفت ناراحت بشه...

...

وفتی عاشق کسی باشی,مثلا خانواده‌ت این سکوت هر روز بیشتر و بیشتر میشه...

تا اینکه میرسه به یجا که میبینی کم آوردی...

چندین ساله سکوت کردی مبادا اونا ناراحت بشن...

درد داره خیلی هم درد داره!....



+تاريخ سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 11:11 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
ساعت دو و نیم رو نشون می‌داد.

دراز کشیده بودم رو تخت نمیدونم چند وقت بود به سقف خیره بودم. 

فکرم شلوغ بود.

نازی ِ حسین پناهی رو باز کردم... رسیدم به اینجا :

سردمه.. مثل آغاز حیات گل ِ یخ ...

یکم دیگه خوندم.

با اینکه میدونستم اس ام اس بزنه میفهمم چند باری گوشیمو چک کردم.

دست خودم نبود گفته بود اس ام اس میزنه.

کتاب رو بستم...چراغ خواب رو خاموش کردم.

گفتم شاید خوابش برده.

تو فکر بودم که خوابم برد.

سردم بود.


+تاريخ شنبه یکم مرداد 1390ساعت 11:45 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
خوب، پرياي قصه!
مرغاي پرشيكسّه!
آبِ تون نبود، دونِ تون نبود، چائي و قليون تون نبود؟
كي بِتون گفت كه بياين دنياي ما، دنياي واويلاي ما
قلعه ي قصه تونو ول بكنين، كارتونو مشكل بكنين؟"



+تاريخ پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 0:14 قبل از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |

 دوباره سردرگمی دیوانه‌واری به جانم ریخته و به نظرم میرسد که انگار                                                                              گرفتار یک شور و شیدایی شدید روحی شده ام که به گونه‌یی مانع استراحت سلول های مغزم میشود ...                            و من برای در سر پروراندن همه این چیز ها آرامش روحی لازم را ندارم.

 پس با این حساب باید مقداری از آنها را از سر بیرون کنم.
مقدار زیادی فکر و ایده اضافی دارم و از این بابت رنج میبرم.

* مرد داستان فروش.....(یوستین گاردر)



+تاريخ پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 11:28 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |

این طور زندگی کردن ِ این روزهای من شاید دائمی نباشه

ولی خوبه..حداقل این روزا که خوبم حالا تا بعد...

+تاريخ چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 11:41 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
نزدیک یک سال اینجا نیومده بودم.

چقدر خاطره داره اینجا.

چقدر آدماهایی که این روزا رفتن داره اینجا.

چقدر تغییر کردم من.

اینکه هنوز اینجایی هست که آدم وقتی دلش تنگ میشه مرورش میکنه 

و

اینکه هنوز جایی هم هست که محدود به 140 کاراکتر نباشه حس جالبی داره.

...

شاید بیشتر بیام از این به بعد.


+تاريخ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 6:36 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
باز هم کسی رفت...

باز هم کسی تکه ای از وجودم را باخودش برد...

دخترکی بادنیایی دیگر...

با دنیایی رنگی و آرزوهایی رنگی تر...

سفرش بی خطر باد...


+تاريخ یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 7:38 بعد از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
به مدینه میروی

در مکان هایی حضور پیدا می کنی

که چیزی بیشتر از هزار و چهارصد سال پیش

مردان و زنانی قدم گذارده اند که

زندگی خود را و خانه و کاشانه ی خود را

در راه هدف و ایمانشان و در راه اعتقادشان 

فدا کردند...

در بقیع تکرار تاریخ را میبینی..

و به یاد خاوران می افتی...

گورهایی بی نام و ترس از حضور شرطه ها...

عظمت مفهوم زمان را حس میکنی...

و خود را در مقابل آن همچون ذره ای کوچک...

رحمت خدایت را میبینی...

محرم میشوی...

و لبیک گویان به مکه وارد میشوی...

به کعبه...

مدهوشی..

مدهوش عظمت و زیبایی ها...

هفت بار طواف کم است...

باز میگردی و باز هم و باز هم طواف میکنی...

گویی در دریای بی کران احساسات پاک و زلال زائرین غرق شده ای...

مدهوش طواف کنندگان خانه اش می شوی...

خود را فراموش میکنی و گم میشوی در آرامش آنجا...

گویی دستی نامرئی صف طواف کنندگان را به دور کعبه میگرداند...

نوعی نیروی جاذبه...

به پایان میرسد وقتت...میدانی دلتنگ این عظمت می شوی...

به ناچار باید ترک گویی...

+تاريخ شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 1:49 قبل از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |
تشکر میکنم از هکر محترمی که پسوردمو برگردوند بم

+تاريخ چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 3:1 قبل از ظهر خط خطی شده توسط نوشین |


خط های قبلی

آذر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386