طعم گس ِ بودن............
اونقدر خودمو درگیر کردم که دارم غرق میشم... همیشه دوست داشتم این وضعو.... اونقدر درگیر که نفهمم چه جوری روز و شبم میگذره... راه جدیدی که شروع کردم رو دوست دارم.... برخلاف همیشه میدونم این یه کارو تا آخرش ادامه میدم... خسته ام ولی خوشحالم... روی آوردم به نوشتن...رو تیکه کاغذ های اضافی حتی... از نوع نوشتن خودم خندم میگیره... این نوشینی نبود که قبلا مینوشت... مینویسم تا خودمو یادم نره... من خوبم ولی دنیایی که توش هستم نه!!... من خوبم ولی مردمی که باشون زندگی میکنم نه!!... این خوب نبودن مردم به زودی رو منم تاثیر میذاره. من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمیشمارد زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح وآرامش گذرگاه هایش را می آراید. .شاملو باز روی اوردم به گسسته نویسی... جمله های چند کلمه ای که در فرندفیدو جاهای دیگه ثبت میشه... هستم میخوانم ولی نیستم... نگرانم... از اوضاع این روزها... میترسم از ... از وضع قبلم....از وضع روزای ایندم... و باز هم جمله های چند کلمه ای... کل زندگی این روزها... دلخوری از کسی که دارم تلاش میکنم ازش دور شم... این منم... در خود سانسوری مطلق... ولاغیر خسته و كوفته تو ايستگاه مترو نشستي.... تلويزيون ايستگاه فرهادپخش ميكنه.... كلي رفتي تو حس.... يه شب مهتاب ماه مياد توخواب..... . . كناريت ازت ميپرسه....خانوم ببخشيداين كه ميخونه كيه؟؟؟ دراين حالت... دوست داري تك تك موهاتو بكني.... پ.ن. اگه اسم خواننده و شاعر رو زيرش بزنن اينجوري گندنميزنن به حس ادم * ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک * نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي 1.تبريك بابت سال نو... اميدوارم باسال قبل خيلي تفاوت داشته باشه. 2.از يك هفته مونده به تعطيلات ما رفتيم تعطيلات.... چند روز قشم... سه روزتهران.... چهار پنج روز جنوب(اهواز و ابادان و بهبهان....) يروزتهران.... چندروزم شمال.... خلاصه ايران گردي بود.... 3. ديگه الان تهرانيم...فك نكنم باباديگه پشت فرمون بشينه.... 4.تموم شد. ولي پاك كردم. . جديدا كلي حرف دارم ولي نميتونم هيچ جا ثبتشون كنم... . اگه هم جايي ثبت بشن خودم اولين كسي ام كه حذفشون ميكنم. . داشتم دوباره مينوشتم... يه دوستي پي ام داد. گف دوباره بعداز5 6سال درس ميخونه. خوشحال شدم....از خوشحالي ديگران مگه اينكه شادبشم(بازم خوبه شاد ميشم). . دوباره پاك كردم همه چيز رو. . . اين بود پست جديد من. . . پ.ن ....امروز دلم ميخواست واسه چندروزبرم شيراز. ....يكي بم ياد اوري كنه چرا اين وبلاگوساختم؟؟ .... 1.دعاكرديم كامپيوتر بتركد اينقدنيايم نت.... عجيب سيمش اتصالي كرد كه مين برد تركيد.... 2.پروژه ها موند روهوا.... 3.لاجرم كامپيوترگرامي را تعميرنموديم.... 4.تذكر:نوشين جان هفته ديگه امتحانات شروع ميشه ادم باش بشين سر درست 5.همين موقع فرجه ها كه ميشه يانت دلم ميخواد يا خواب.... 6.مدلمه ديگه..... 7.ازفردا ديگه درس ۱.حالاکه دقت ميکنم...گوياخيلي وقته به اينجاسرنزدم ۲.خوبم خيلي خوب.... نيازبودکه کمي ازاين محيط مجازي دورباشم.... فقط واسه انجام پروژه ميومدم نت. ۳.تواين مدت کاراي خوبي انجام شده.... يه تعدادي از ادما که مدت ها بود دنبال راهي براي حذفشون از زندگي بودم حذف شدن...يکم سخت بود ولي لازم بود. دارم یاد میگیرم چطورذهنم رودسته بندی کنم.... فکنم راحت تر بتونم به اون چیزایی که میخوام برسم. ۴.دارم يادميگيرم چطوراونجوري باشم که خودم ميخوام... نه جوري که بقيه ميخوان...این طوری حس ارامش بیشتری دارم ۵.فعلا همین...سعی میکنم بیشتر سربزنم يكي نيس بگه..... خب مجبوري nتاواحدبرداري تازه بعدشم يخرواركلاس بري.... ********* فرداامتحان icdl دارم.... هيچي هم بلدنيستم... بازم دوست گرامي كمك كند.... ********* خيلي وقت كه درست حسابي تونت گشت نزدم ********* به ب.ا: خيلي دوست دارم بيشتر واسه كارگاه وقت بگذارم... ولي فعلا يه۳۶ساعت كم دارم ******* چقدخوب كه شنبه تعطيله..... تعطيلي ما اومديم ******** ولي كلا اينجور زندگي رو دوست دارم باهمه شولوغي هاش ********* خيلي اين پست رو دوست نداشتم... شماهم ميتونيد دوست نداشته باشيد
××××××××××××××××××××××××××××××××
اول فكر كردم رضاصادقي....ولي ميبينم اون نيست....![]()
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من

![]()


