طعم گس ِ بودن............
* انقدر الکی خوشم..... انقدر الکی ذوق میکنم...... انقدر سرو صدا می کنم...... انقدر رو اعصاب بقیه راه میرم.... انقدر شبیه نوشین شدم..... انقدر شدم خودم...... انقدر كار رو سرم ريخته...... انقدر.... انقدر... انقدر.. انقدر انقد انق ان ا * حقیقی باشیم در دنیای مجازی..... دلم میخواست دست عشق چون روز نخستین هستی ام را زیر و رو میکرد (فریدون مشیری) * حقیقی باشیم در دنیای مجازی..... ااااا خب به من چه........ همینه که هست.... میخوای بخواه....... نمی خوای بازهم مجبوری بخوای........ تبریک عید......... * همین...!!!! * حقیقی باشیم در دنیای مجازی........ و متولد شدیم....... به تاریخ ۱۵مهر۱۳۶۸......... تولدمان مبارک باشد....... * *پ.ن ۱.حس جالبیِ و البت کمی گنگ...... ۲.حقیقی باشیم در دنیای مجازی........ این چند جمله رو از تو smsبازی های شبانه با نجات پیدا کردم...... این جمله ها رو و.تمنا (مدیر هدفدار) تو ۲هفته نامه موسسه گفته بود....... حس می کنم این روزا با ورود به دانشگاه ......خیلی به این گفته وابسته شدیم...شاید به طور غیر مستقیم(میشه گفت اکثرهدفداری ها)....... ***** هر استانه را که رد کنی هنوز اثر گذشته در تو می ماند.اما میگویم و به جد که شما باید از ما گذر کنید..... یعنی ما را همراه خودپرواز دهید.حتی اگر نباشیم. ****** پ.ن ۱.و من گذر کردم.....رها کردم تا رها تر باشم ۲.حقیقی باشیم در دنیای مجازی....!!! گویا باید ذوق کنیم....... خب ذوق مي كنيم ان هم چه ذوقي........ تو این مدت به قول بابا ادم خودم نبودم...... یه جور استانه بود......یه شروع دوباره..... از خودم دور شدم تا خودم رو پیدا کنم... * در گذر گاه نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام * همین.....!!!!!! پ.ن ۱.هنوز هم دوستی مان پابرجاست.......به قول خودش طول دوستی مون مهم نیست این عمقشِ که باعث ادامه دوستی مون میشه........ ۲.فقط جهت اطلاع بگم ۱۵مهر تولدم....پیشاپیش تولدم مبارک...... ۳.خوشحالم بیش از حد......از این وضعیت جدید...... ۴.طراحی وب سخت تر از اونی که فکرش رو می کردم ولی مطمئنم از پسش بر می ام..... ۵.گویا واقعا زمین گرده..... ۶.تو این شب ها مارو هم فراموش نکنید. ۷.حقیقی باشیم در دنیای مجازی....!!! یا کوچه باغتان پر موسیقی باد...!!!
دلم میخواست سقف معبد هستی فرو میریخت
پلیدی ها و زشتی ها به زیر خک میماندند
بهاری جاودان آغوش وا میکرد
جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا میکرد
بهشت عشق می خندید
به روی آسمان آبی آرام
پرستو های مهر و دوستی پرواز میکردند
به روی بامها ناقوس آزادی صدا میکرد
مگو این آرزو خام است
مگو روح بشر همواره سرگردان و نکام است
اگر این کهکشان از هم نمی پاشد
وگر این آسمان در هم نمیریزد
بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
به شادی گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
*
![]()
![]()
![]()
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانهء پر عشق و صفای من گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانهء ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانهء دوست کجاست؟
********
![]()
![]()
![]()
.دقیق تر اینه که همه جا حضور داشتم ولی فقط حضور فیزیکی.....شاید به دنبال خودم بودم.....حس می کردم اون ادم همیشگی و واقعی نیستم....نیاز به تلنگر داشتم.....تا چند ماه پیش بودند ادم هایی که تو این مواقع همراهم بودند....ولی هیچ چیز دائمی نیست......
در گذرگاه باران سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام
در گذر گاه سایه سرودی دیگرگونه آغاز کرده ام ![]()
![]()
![]()
![]()


