تبليغاتX
طعم گس ِ بودن............


طعم گس ِ بودن............

عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو های شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
 نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به خال روزگارا
 خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
 خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
 خوش به حال جام لبریز از شراب
 خوش به حال آفتاب
***********************

امیدوارم تو سال جدید به بهترین ها برسید....

خط خطی شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 1:15 بعد از ظهر به قلم نوشین| |

 

باورم نمیشد ۱۵روز پیش اینجا اپ شده....

از اتفاق های نادری که یه بار در سال پیش میاد.....

*******************

خب بریم سر یه بازی که خیلی وقت پیش دعوت شده بودیم....

مرسی ازپدر خوانده........

این بازی این جوری که هرکس باید کتاب هایی که نصفه ول کرده رو بگه.....

یکم کار سختی ولی شروع میکنیم.....

۱.رگتایم...تا حالا فکرکنم۳۰صفحه اول رو ۴بار خوندم ولی بعدش اصلا پیش نمیره.....

۲.طبل حلبی از گونترگراس....خیلی تلاش کردم بیشتر از ۱۰۰صفحه بخونم ولی هیچ راهی نداره...(کلش۷۰۰صفحه است..)

۳.خاطرات گل سرخ...زندگی نامه دوسنت اگزوپری....با اینکه این جور کتاب ها رو دوست دارم ولی این یکی رو نتونستم ادامه بدم.....

۴.شبح اپرای پاریس.....تو همون ۱۰صفحه اول موندم....

فعلا همین......

کتاب هایی که خیلی دوست داشتم هم....

تو چند تا پست قبل گفتم.....(عقاید یک دلقک رو هم به لیست اضافه کنید..)

خب اینا هم دعوتی های من....

نجات(روی ابرها)  سپیده   فرایند  رهگذر  ....

(از اونجایی که نمیدونم تا حالا کی بازی کرده همه لینکها بازی کنید...به حساب من...)

*******************

این روزا خیلی کم میام نت....

واسه همین کلی شرمنده اگه سر نمیزنم....

به انکیدو و نیما.....

در هیچ صورتی نمیتونم وبلاگ ها تون رو باز کنم...

وقتی هم باز میشه نمیتونم نظر بدم...نگید بدقولم....

*******************

جدیدا خیلی دوست دارم تو خیابون یا تو مترو رفتار مردم رو ببینم.....

برام جالب وقتی میبینم هر کسی چطوری راه میره چی پوشده یا حتی از چی داره حرف میزنه.....

(گاهی هم اونقدر به یه نفر نگاه میکنم که میگن طرف خله..)

*******************

حقیقی باشیم.....

پ.ن

(این پست رو خودم خیلی دوست نداشتم....یه جوری شد....)

خط خطی شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 0:16 قبل از ظهر به قلم نوشین| |

خون درون رگ هایم سرد میرود.....

نه کاملا یخ زده........

سردمٍ خیلی......

کی هوا گرم میشه......دارم یخ میزنم.....

*******************

این روزها.....

سکوت مطلق با چاشنی لبخندی ضعیف......

همین لبخند کا رو خراب کرده.........

*******************

استاد فیزیک این ترم به شدت روی اعصاب است....

حیف ۶نمره با استاد است وگرنه.....

*******************

عجیب این روزها مایلیم یک نفر را توجیه کنیم......

*******************

یه مشکلی این وسط هست.....

طی این ۱۲روز یا کیفور بودیم یا کاملا یخ زده.....بدون حد وسط......

کمی عجیب است...........

*******************

از  ننگ  چه  گويي  که  مرا   نام  ز  ننگ  است
وز  نام  چه  پرسي   که  مرا  ننگ  ز  نام  است

*******************

فعلا فقط باشیم....

حقیقی و مجازی اش مهم نیست.....

خط خطی شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 0:14 قبل از ظهر به قلم نوشین| |


Design By : Night Skin