طعم گس ِ بودن............
خسته و كوفته تو ايستگاه مترو نشستي.... تلويزيون ايستگاه فرهادپخش ميكنه.... كلي رفتي تو حس.... يه شب مهتاب ماه مياد توخواب..... . . كناريت ازت ميپرسه....خانوم ببخشيداين كه ميخونه كيه؟؟؟ دراين حالت... دوست داري تك تك موهاتو بكني.... پ.ن. اگه اسم خواننده و شاعر رو زيرش بزنن اينجوري گندنميزنن به حس ادم
فرض كن:
اول فكر كردم رضاصادقي....ولي ميبينم اون نيست....
خط خطی شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت
7:52 بعد از ظهربه قلم نوشین| |


