طعم گس ِ بودن............
اونقدر خودمو درگیر کردم که دارم غرق میشم... همیشه دوست داشتم این وضعو.... اونقدر درگیر که نفهمم چه جوری روز و شبم میگذره... راه جدیدی که شروع کردم رو دوست دارم.... برخلاف همیشه میدونم این یه کارو تا آخرش ادامه میدم... خسته ام ولی خوشحالم... روی آوردم به نوشتن...رو تیکه کاغذ های اضافی حتی... از نوع نوشتن خودم خندم میگیره... این نوشینی نبود که قبلا مینوشت... مینویسم تا خودمو یادم نره... من خوبم ولی دنیایی که توش هستم نه!!... من خوبم ولی مردمی که باشون زندگی میکنم نه!!... این خوب نبودن مردم به زودی رو منم تاثیر میذاره. من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمیشمارد زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح وآرامش گذرگاه هایش را می آراید. .شاملو باز روی اوردم به گسسته نویسی... جمله های چند کلمه ای که در فرندفیدو جاهای دیگه ثبت میشه... هستم میخوانم ولی نیستم... نگرانم... از اوضاع این روزها... میترسم از ... از وضع قبلم....از وضع روزای ایندم... و باز هم جمله های چند کلمه ای... کل زندگی این روزها... دلخوری از کسی که دارم تلاش میکنم ازش دور شم... این منم... در خود سانسوری مطلق... ولاغیر * ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک * نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي ۱.حالاکه دقت ميکنم...گوياخيلي وقته به اينجاسرنزدم ۲.خوبم خيلي خوب.... نيازبودکه کمي ازاين محيط مجازي دورباشم.... فقط واسه انجام پروژه ميومدم نت. ۳.تواين مدت کاراي خوبي انجام شده.... يه تعدادي از ادما که مدت ها بود دنبال راهي براي حذفشون از زندگي بودم حذف شدن...يکم سخت بود ولي لازم بود. دارم یاد میگیرم چطورذهنم رودسته بندی کنم.... فکنم راحت تر بتونم به اون چیزایی که میخوام برسم. ۴.دارم يادميگيرم چطوراونجوري باشم که خودم ميخوام... نه جوري که بقيه ميخوان...این طوری حس ارامش بیشتری دارم ۵.فعلا همین...سعی میکنم بیشتر سربزنم
××××××××××××××××××××××××××××××××
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من


