تبليغاتX
طعم گس ِ بودن............


طعم گس ِ بودن............


اونقدر خودمو درگیر کردم که دارم غرق میشم...

همیشه دوست داشتم این وضعو....

اونقدر درگیر که نفهمم چه جوری روز و شبم میگذره...

راه جدیدی که شروع کردم رو دوست دارم....

برخلاف همیشه میدونم این یه کارو تا آخرش ادامه میدم...

خسته ام ولی خوشحالم...

روی آوردم به نوشتن...رو تیکه کاغذ های اضافی حتی...

از نوع نوشتن خودم خندم میگیره...

این نوشینی نبود که قبلا مینوشت...

مینویسم تا خودمو یادم نره...

من خوبم ولی دنیایی که توش هستم نه!!...

من خوبم ولی مردمی که باشون زندگی میکنم نه!!...

این خوب نبودن مردم به زودی رو منم تاثیر میذاره.


××××××××××××××××××××××××××××××××


من در رویای خود دنیایی را میبینم که در آن هیچ انسانی انسان دیگر را خوار نمیشمارد

زمین از عشق و دوستی سرشار است و صلح وآرامش گذرگاه هایش را می آراید.

.شاملو


خط خطی شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 9:2 بعد از ظهربه قلم نوشین| |

این روزها...

باز روی اوردم به گسسته نویسی...

جمله های چند کلمه ای که در فرندفیدو جاهای دیگه ثبت میشه...

هستم میخوانم ولی نیستم...

نگرانم...

از اوضاع این روزها...

میترسم از ...

از وضع قبلم....از وضع روزای ایندم...

و باز هم جمله های چند کلمه ای...

کل زندگی این روزها...

دلخوری از کسی که دارم تلاش میکنم ازش دور شم...

این منم...

در خود سانسوری مطلق...

ولاغیر



خط خطی شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 1:8 قبل از ظهربه قلم نوشین| |

نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من

*

ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من

*

نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من

خط خطی شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:44 بعد از ظهربه قلم نوشین|

 

 

۱.حالاکه دقت ميکنم...گوياخيلي وقته به اينجاسرنزدم

۲.خوبم خيلي خوب....

      نيازبودکه کمي ازاين محيط مجازي دورباشم....

     فقط واسه انجام پروژه ميومدم نت.

۳.تواين مدت کاراي خوبي انجام شده....

     يه تعدادي از ادما که مدت ها بود دنبال راهي براي حذفشون از زندگي بودم

     حذف شدن...يکم سخت بود ولي لازم بود.

     دارم یاد میگیرم چطورذهنم رودسته بندی کنم....

     فکنم راحت تر بتونم به اون چیزایی که میخوام برسم. 

۴.دارم يادميگيرم چطوراونجوري باشم که خودم ميخوام...

     نه جوري که بقيه ميخوان...این طوری حس ارامش بیشتری دارم

۵.فعلا همین...سعی میکنم بیشتر سربزنم

خط خطی شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 6:30 بعد از ظهربه قلم نوشین| |

چیزی که در جریان شدن است،

هم هست و

هم نیست

خط خطی شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:33 قبل از ظهربه قلم نوشین| |