طعم گس ِ بودن............
باز روی اوردم به گسسته نویسی... جمله های چند کلمه ای که در فرندفیدو جاهای دیگه ثبت میشه... هستم میخوانم ولی نیستم... نگرانم... از اوضاع این روزها... میترسم از ... از وضع قبلم....از وضع روزای ایندم... و باز هم جمله های چند کلمه ای... کل زندگی این روزها... دلخوری از کسی که دارم تلاش میکنم ازش دور شم... این منم... در خود سانسوری مطلق... ولاغیر تولدم بود..... هيچ حس خاصي نداشتم.... بيشتر بقيه خوشحال بودن تا خودم.... يكي پرسيد چندسالت ميشه.... باخودم گفتم.... چند سال مهم نيس.... مهم اينه كه چه كاراي مفيدي تو اين مدت انجام دادم.... راستي چندسالم ميشه؟؟


